درسته که زمان به سرعت در حال گذره،درسته وقت واسه ما خیلی کمه،درسته ما سوم دبیرستانیم و از همین الان بوی کنکور به مشاممون می رسه(چه بوی گندی هم داره
)درسته هفته ای یه بار کامپیوترامون روشن و ماه به ماه وبلاگمون آپ می شه اما هیچ کدوم از اینا دلیل نمی شه که رادیو جوونمون قطع بشه.
رادیو جوون واسه ما از نون شب هم واجب تره.باور نمی کنید؟
پس متن حدوداْ واقعی زیر رو بخونید تا باورتون بشه.
[ساعت 5 سحر داخلی]
از اون جایی که ما باید ساعت 7،30 صبح سر کلاس باشیم مجبوریم ساعت 5 صبح بیدار باشیم!
مادر: فرشته پاشو صبح شد
فرشته پاشو صبحانه
فرشته پاشو مدرسه
فرشته پاشو سرویست رفت
فرشته پاشو زنگ مدرسه خورد
و فرشته همچنان خواب است
فرشته پاشو رادیو جوان!
و فرشته مثل برق از جاش می پره
[ساعت 6 صبح خیلی زود خارجی(سرویس)]
همه بچه ها توی سرویس خوابن.
زهرا:ببخشید آقای راننده می شه رادیو رو روشن کنید بذارید شبکه جوان صداشم بلند کنید؟
بچه های سرویس: بــــــــــیـــــــــــب بــــــــــیــــــــــــــب بـــــــیــــــــــــــــــب!!!!
(چه بچه های بی ادبی!)
[ساعت 7 صبح زود داخلی(کلاس)]
زهرا: دیشب شنیدی حامد جواد زاده توی سفید مثل شب چی گفت؟
معلم: ساکت!
فرشته: آره شنیدی سعید پور محمودی هم گفت...
معلم: ساکت!!
زهرا: من اون آیتمی که آقای فاطمی نیا حرف می زنه رو خیلی دوست دارم.
معلم: گفتم ساکت!!!
فرشته: من هم اون آیتمی که نیما...فامیلیش چی بود؟نیما چی؟
معلم: قربانی وشکوری جاتون رو عوض کنید!!!!!! 
[ساعت 10 صبح داخلی (مدرسه)]
زهرا و فرشته دارن با رادیوی مدرسه کشتی می گیرن تا بلکه یه ذره از پارازیت رو بشنون
زهرا:اصلا این مدرسه کوره!نه موبایل آنتن میده نه رادیو!
(منظورش این بود که تو منطقه کوره!)
به علت ذیق وقت این قسمتا رو میزنیم جلو تا می رسیم به :
[ساعت 8 سر شب داخلی]
زهرا و فرشته پای تلفن حرف می زنند تا سفید مثل شب شروع بشه.
زهرا:شروع شد شروع شد خدافظ
فرشته خدا....
[ساعت 10 شب داخلی]
30 دقیقه بین باشگاه و سفید مثل شب و باشگاه ویک سبد ترانه همه وقتیه که زهرا و فرشته در طول روز به کاری غیر از رادیو جوون که درس باشه اختصاص می دن.
[ساعت 2 نیمه شب داخلی]
یک سبد ترانه هم تموم شده.چشمای فرشته بسته است اما هنوز از هدفون صدای علی ضیاء رو می شنوه...
تا وقتی که مامانش دوباره می گه: فرشته پاشو رادیو جوان!
حالا باورتون شد که رادیو جوون برای ما از نون شب هم واجب تره؟البته بازم بگم اینا همش مطابق واقعیت نبود ها!
پ.ن: سلام به دوستای رادیو جوونی خوبم
امیدوارم سال خوبی رو شروع کرده باشید و روزهای خیلی خوبی رو در پیش داشته باشید
چون خیلی پست این دفعه طولانی شد فقط بگم که یک سبد ترانه هم تموم شد،گرچه از این که دیگه این برنامه دلی و زیبا رو نمی شنویم متاسفیم اما از طرفی هم خوشحالیم که این برنامه به سرنوشتی شبیه هفت ترانه دچار نشد و به اصطلاح در اوج صحنه رو ترک کرد.
به امید شنیدن برنامه ای بهتر...
"فرشته شکوری"

در جمعه سی ام فروردین 1387 |